سلام دوستان ! عید شما مبارک ... نماز روزه هاتون هم قبول ! اوضاع و احوال چطوره ؟
ماه رمضونم به خوبی و خوشی به خیر گذشت و با روزه گرفتن هیچیمون نشد ! تازه کلی هم اضافه وزن پیدا کردیم !!
چکار کنیم ، باید به یاد فقیر فقرا هم بود دیگه .... طفلی ها تو طول روز هیچی ندارن بخورن ، شبش رو دیگه خبر ندارم ! مثل این میمونه که یه نفر به دوستش میگه : دیروز حتی نتونستم یه ساعتم پلک رو هم بذارم ، رفیقش میگه : آخی... حتما خیلی خسته ای ، نه ؟ میگه نه ، شبش خوابیدم !
حالا ما میایم روزا روزه میگیریم به یاد فقیرا هستیم و هیچی نمیخوریم ، بعد شب تا صبح به یاد خودمون هستیم و همه چی میخوریم !!
این به کنار ...
تو اخبار اعلام شد که برای رویت هلال ماه ، 100 گروه رو به اقصا نقاط کشور فرستادن ! تو یه سال 1000 بار ماه میاد و میره ، بعد هنو قلق در اومدنش دستشون نیومده ! در صورتی که مثلا محاسبه میکنن که تا 20 سال دیگه ، تو چه ساعت و ثانیه ای خورشید گرفتگی رخ میده ! این به کنار ،
رفتن اعلام کردن که 4 - 5 روز تعطیلی ! خب دستشون درد نکنه ، ولی چرا یه دفه ای ؟ یه هفته قبل اعلام میکردن تا مردم برنامه ریزی کنن ... ما که حول شدیم نمیدونستیم کجا بریم !
میریم سر بحث و نقد و بررسی فیلم هایی که تو طول ماه رمضون نشون میداد ... اول بگم دیالوگی که تو تمام فیلم ها به وفور یافت میشد ، این جمله بود : " توبه بکن ... تو میتونی !! "
چیز دیگه ای هم که مد شده تو تموم فیلم های ماه رمضون بکار میره ، حضور یه نفر حاج آقاس ؛ حالا چه سبکی فرقی نمیکنه !
نگاهی میندازیم به فیلم آخرین گناه ، فیلمی که درست بعد ار افطارپخش میشد و خیلی ها دیدنش .
یه دکتر چشم میخواد ، چشم استادش قاچاقی بهش پیوند میخوره ، دکتره حس میکنه چیزای اضافه بر سازمان میبینه !! روح ، گرگ ، مار و ... که بهش میگن چشم برزخی . تا اینجا داشته باشید ... یه سوآل پیش میاد ، اونم اینه که چطور همراه چشم ، خواص دیگه اونم بهش انتقال داده شد ؟
یه مثال میزنم : یه نفر دستش قطع شده ، طرف نمونه یه آدم بی استعداده ... یه دست بهش پیوند میزنن ، این آقا بی استعداده میشه هنرمند و تابلو های عجیب و حرفه ای خلق میکنه ! میپرسن قضیه چیه ؟ میکن دست پیوندی مال مرحوم لئوناردو داونچی بوده !!! یعنی خواص هنری مرحوم به اونم رسیده !
ادامه ماجرا : این آقا با چشم برزخی تموم مردم رو زیر نظر داره و تصمیم میگیره سنبل گناه های " بزرگه " رو بکشه . برای هر کدوم یه عکس یا نقاشی درست میکنه و میفرسته دم در خونشون .
یکی دو نفر که میمیرن ، پلیس باز هم با هوش و درایت خودش میفهمه این عکسا مفهومشون گناهه ! مثلا اگه دارین تو اینترنت سرچ میکنین ، یه عکس دیدین که یه نفر با چند تریپ ژس تو یه کادر واستاده ، بدانید و آگاه باشید که طرف حسوده !!
( پشه سه پا ! <<< کلمه رمزه ... هر کی نظر میده باید حتما بگه پشه سه پا ! )
یا مثلا یه نفر رو تو یه عکس دیگه دیدین تمام رخ واستاده ، بعد نیم رخ واستاده و قل و زنجیر شده ، خیانت در امانت کرده ! و برو بالا ...

پای آوا خانوم میاد وسط ! این آوا خانوم ما ، یه پارچه آقاس !! از هر انکشتش 100 تا هنر میریزه ... جمالات داره ، کمالات داره ، از همه مهمتر مومنه ! آقا دکتر هم یه دل نه 100 دل عاشقش میشه ، ولی رو سنگینی خودش میمونه ، چرا ؟ چون اون آقا مهندس حسوده ، خیلی حسوده !!
آقا دکتر یه هفتیر گرفته دستش و میچرخه تو کوچه و خیابون که چی ؟ میخوام چشم چرون بکشم !!
سرتون رو درد نمیارم ... اونایی که باید میمردن ، میمیرن . نومزد دکتر ( رویا رو میگم ) به جرم آدمکشی میمیره ! دکتر به درجه دارنده چشم برزخی برای همیشه نائل میشه و همین ....
چند تا سوآل دیگه هم مطرح میشه : به نظر شما جرم همراه داشتن اسلحه ، فرار از دست قانون ، تهدید چندین نفر با اسلحه و گوش ندادن به دستور پلیس و ... چیه ؟ .... اصلا جرم هست یا نه ؟
پس چرا دکتره بعد همه این قضیه ها راس راس برا خودش میگشت ؟
سوآل بعدی که خیلی هم مهمه اینه که بلاخره سرنوشت آق مهندس ، دکتر و آوا خانوم چی شد ؟ کی به کی رسید ؟!
اینا هم سوآلای این سری ، جواب بدین تا جایزتون که یه دونه الاغ به ارزش بیست میلیون ریال تومن هست ، به حساب شما واریز شه !
سری بعد هم از اون سوآلای عجیب علمی میپرسم تا یکم دوگوله کار بیفته !
موفق باشید و بای !





