سلام !
وقت سر خاروندن که ندارم ... ( یه هفته ایه این قسمت چپ کلّم میخاره ! تنم هم یه جورایی نیز هم !! )
یه بند نشستم پای درسام { ژییییپ !! } از بس خوندم احساس میکنم این کتابا فونتاشون کم رنگ شده !

خلاصه دیگه اینجوری . . .
یه مسابقه گذاشته بودم ، " اسم پدر پسر شجاع چی بود ؟ " یادتونه که ...
و اینک برنده مسابقه : ویدا خانوم هستند ، بهشون تبریک میگیم ، ایشالا به مبارکی ، به پای هم پیر .... اِهِم ... چیز شد ...
بله ، همکارای عزیز اشاره میکنند که ویدا خانوم جایزشون رو وقف کردند به فقراء ! ما هم حرفی نداریم که ، همین فردا اساس کشی به طرف منزل جدید رو شروع میکنیم ! ( هر کی شک داره کامنت پست قبلی رو بخونه )
جوابش حالا چی بود ؟ اسم پدر پسر شجاع : آقا شجاع !
استدلال : فرض کنید یه نفر یه بابا داره ، اسم باباش حسنه .
باباهه میشه پدر پسرش . حالا پسرش کیه ؟ پسرش ، پسر حسنه که باباش باشه . پس در کل باباهه میشه پدر پسر حسن ! حالا شما به جای حسن بزار شجاع . همین !
از آدمای نکته بین خیلی خوشم میاد . سعی کنید تو زندگیتون از ریز ترین چیزهایی که میبینید ، سر سری نگذرید . نکته داره توش
{ اِ ... من در حال تعقیب یه مورچه ام ... میخوام ببینم نکتش کجاس ! }

خب ... داشتم می اومدم خونه ، سر راه تو کوچمون یه 20 تومنی پیدا کردم ... مال کیه ؟ نشونیش رو بده ، آدرس میدم بره ورش داره !
شاد باشید و بزید !




