سلام ... دوباره اومدم تا بگم : من هم وجود دارم . . . ( ابراز وجود ! )
از کجا شروع کنم ؟ از جواب به سوآلِ " این چی بیدَه " . حالا این عکس رو از نمای نزدیک ببینید :

متوجه شدید ؟ این عکس نه جنه ، نه ای تی ، نه ماه برگ گرفته و نه هیچ چیز دیگه ای که شما فکرشو کردید
این عکس یک عدد شیرینیه که عید خریده بودیم ( اون دو تا خطی که رو این شیرینی میبینید ، دو عدد پسته تشریف دارن !) ولی دیدم قیافش همچین باحاله ، ازش عکس گرفتم تا همه رو سر کار بزارم !!
از بین شرکت کننده ها ، آپجی خانوم برنده شدن ... بهش تبریک میگم ( البته واسه خاطر اشاره به خوردنی بودن این عکس ... ) و اما جایزه ... خب .. میخواستم این جایزه رو برات " پست کنم " ... ولی متاسفانه سقوط کرد ! اونم با 27 کشته تو مشهد . . . سری بعد جایزه های بی خطر تر میذارم .
* * *
.... هیییییی ... تا حالا شده عزیزی رو از دست بدین ؟ میخوام یکی از خاطرات بدم رو که چند وقت پیش برام اتفاق افتاد ، براتون بگم ...
جاتون خالی چند وقت پیش رفته بودیم جهانگردی ، ولی چون سفرمون 4 روزه بود ، نصف جهان رفتیم و برگشتیم . رفتیم اصفهان !
خیلی حال داد . کلا سفر خونوادگی حال میده ، خونواده ما و خونواده عموم . ولی از بین این همه جمعیت یکیش همسن و سال من نبود ! یا 50 سال از من بزرگتر بودن یا 50 سال از من کوچیکتر !!
{ ببخشید ... شما چند سالت بود ؟ }
عرض کنم که محیط باصفا و دلباز زیاد بود ، از هر سوژه ای که پیدا میکردم عکس میگرفتم . ( به کیم عروسکی آب شده ای که جلوی محل اقامتمون افتاده بود هم رحم نکردم ! )
رفتیم روی 33 پل ، اول به خودم گفتم این که فقط یه پله ... بعد دیدم نه .. باید سوراخاشو بشمارم !! 33 تا تکمیل ! خیلی برام عجیب بود و خیلی فکر کردم که این مهندسایی که این سی و سه پل رو ساختن ، آخه چطوری دقیقا 33 تا حفره انداختن تو دیوارش ... میگم اگه سی و سه میشد سی و دو ، کلی ضایع میشدنا !!

یه پل دیگه هم یکم جلو تر کشف کردیم ... اول خیال کردم قسمت دوم سی وسه پله ! بعد دیدم نه ... به این میگن پل خاجو ... ( یه جور بخونین خاجو که از جیم صدای ز هم در بیاد !)
رفتیم بازار امام و کلی از نظر خرجی پیاده شدیم ، خلاف جهت عقربه ساعت دور زدیم ، این مغازه یه چیز میخریدیم ، چند تا مغازه اونور ترش مثلا دو هزار تومن ارزونتر میداد ! ( این مسئله چند بار تکرار شد ... ولی من محاسبه کردم ، سری بعدی که اومدیم اصفهان و بازار امام ، جهت مخالف دور بزنیم و اسباب بخریم . اونجوری از هر جنس کلی ارزونتر میخریم !)
رفتیم باغ درندگان ... نه ، چیزه ... پرندگان ...
خیلی جالب بود . کلی عکس از این پرنده های قشنگ گرفتم ... به طوری که هارد دوربینم پر شد .( هالا مموری ... چه فرقی میکنه ؟ ) ( خداییش از نظر سوژه یابی برا عکس بیستم ! مثلا رفته بودیم سیزده بدر ... این همه طبیعت ناب و سر سبز رو ول کرده بودم ، از چیزای دیگه ای که به نظر خودم باحال بود عکس میگرفتم .. مثلا یه جا ، رو زمین یه گاوه بی ادبِ بی نزاکت همینطور عین گاو چیز کرده بود .... چیزه ، بی خیال ... )
قسمت باحالش قسمت " منارجنبان " بود . ( من بهش میگفتم : " منار لَرزونَک " ) نفری 500 تومن گرفتن ...
قبل از اینکه ندیده بودمش ، با خودم فکر میکردم باید خیلی باحالتر از اینا باشه ... پرسیدیم کی تکون میخوره ؟ گفتن سر هر ساعت .
چند دقیقه مونده بود تا شروع برنامه . از بلندگو اعلام داشتند که آقای فلانی به بالای برجک ! ( اسمشو یادم نیست ) .. یه مرد همچین گنده ای رفت بالا و یکی از مناره ها رو گرفت و شروع کرد به لرزوندن یکی از مناره ها ... این حرکت 15 ثانیه ای طول کشید و مرده اومد پایین . همین ؟ به مرده گفتم خسته نباشی پهلوون ! البته نشنید ، ولی دیدم مردم دارن منو نیگا میکنن ... گفتم کی به کیه ، کسی که منو نمیشناسه . . . !
رفتیم باغ گلها ... اتفاق خاصی نیفتاد ، فقط قشنگ بود و با صفا . پس بعد از اون رفتیم به طرف تلق تولوق ( مسجد امام رو میگم ... همونجا که ملت مرکزش وا میستن دست میزنن ، صدابر میگرده کلی حال میکنن ! )
اونجا بود که یکی از بد ترین اتفاقاط زندگیم افتاد . . .

دوربین نازنینم ... همون که کلی عکس با اون گرفته بودم ، همون که گاهی به عنوان آینه من بود ( آینه نداشتم از خودم عکس میگرفتم ! )
همون که یار لحظه های ناب زندگیم بود ( اون گاوه رو که یادتونه چکار کرده بود !! ) ... گم شد ! نمیدونم کجا جاش گذاشتم ...
ندیدید شما ؟ قیافش اینجوری بود :

( هر جا هستی ایشالا قاط بزنی و هیچ عضوی ازت سالم نمونه ! )
ولی از اونجایی که من از رو نمیرم ، کار خودمو با موبایل پیش میبرم .( هنو که نگرفتم . ولی هر وقت گرفتم پیش میبرم ! )
چی بگم ...
به هر حال ...
ها یه چیز دیگه ... اگه یه وقتی هوس خاطره نویسی ، اونم از نوع اصفهانی و از نوع گم شدن دوربین به سرتون زد ، اول تمام وبلاگهای موجود رو با دقت بخونید ، شاید یه نفر مثل شما خاطره بد از اصفهان ، اون هم گم شدن دوربین داشته باشه !
حالا مسابقه جدید ... بخونید و خوب فکر کنید ... اطلاعات عمومی خود را بیازمایید ... با مسابقه های ما پرفسفر میشوید ! مسابقه همراه با جوایز نفیس ... 1000 منهای 999 دستگاه اتوموبیل ریو ، با ریو پرواز کنید در آسمانها !( همون که تلویزیون نشون میده دارن پرواز میکنن ! )
سوآل : پروانه ابریشم از چه غذایی خوشش میاد و در روز چقد غذا میخوره ؟!
هر کی اون ماشین پرنده رو میخواد باید دو تا سوآل رو درست جواب بده . . .
از همتون تشکر میکنم که سر زدید . منتظر دوستای جدید هستم ... پس دیگران رو هم در جریان بزارید .
بای تا بعد !





