تبليغاتX
زیگول ! - لحظاتی همراه با گدا ها !!
زیگول !
 صفحه اصلی  تماس با ما  زیگول  آرشیو  اضافه به علاقه منديها
گیر به همه چی !
لحظاتی همراه با گدا ها !!

سلام ! خوبید شما ؟ خب ، به سلامتی ...

یه چند نفر از دوستان در مورد اسم مستعار سوآل کرده بودن ، در جوابشون باید بگم که اسم مستعار فقط واسه کسایی هست که میخوان یه جورایی با این وبلاگ همکاری داشته باشن و ماجرا های طنزشون رو برای ما بفرستند . خب میل خودشونه ، مثلاً یکی که اسمش سعید هستش ، برای اینکه با یه سعید دیگه اشتباه نشه ، اسمشو میزاره زیگول ! همین !

میرسیم به مبحث این هفته ...

نمیدونم ، شما تا حالا وقتی رفتین تو خیابون با افراد متکدی برخورد کردین یا نه ؟ یه نمونش گدا ها هستن ...

گدا به همون افرادی گفته میشه که در شرایط مختلف ، خانواده خودشون رو از دست دادن یا به بیماری لا علاجی دچار شدن و یا حتی گشنه اند ... ولی غذا بدی نمیگیرند ، در عوض پول میخوان !( اونم نه هر پولی ! )

این قشر زحمتکشس جامعه ، در همه رده های سنی و همه تریپ یافت میشند ... جوون ، پیر ، پسر ، دختر ... حتی گدا های با کلاس !

کلاً حوصله گدا ها رو به هیچ وجه ندارم ...

یه بار دیگه ساعت ده شب بود و تو یه مسیری میرفتم ، یه نفر هم قد و قواره خودم اومد جلو ، دیدم یه دفه شروع کرد :

آقا یکم پول داری بهم بدی ؟ بُخُداگشنمه ، غذا نخوردم و از این جور حرفا ...

منم بهش گفتم : حقیقتش منم گشنمه و غذا نخوردم ، میبینی که پیاده هم دارم میرم ، پس پولم ندارم !!

بعضی از این جور افراد یه جور دیگه کار میکنند :

تو یه مسیر دیگه، به طرف بانک میرفتم ، یه پیر مردی واستاده بود ، یه نسخه هم دستش منو دید اومد جلو : قربان، من صوات ندارم ، یکم پول نداری بهم بدی ؟ میخوام دَفا بخرم ( دوا رو میگفت ! )

گفتم : پدر جان ... این تریپ منو نگا نکن ، منم پول زیادی همراهم نیس ، یکم کرایه ماشینه که لازمش دارم !

( حالا این هوا پول همرام بود که باید به حساب یکی میریختم !!)

خلاصه رفتم و بعد نیم ساعت تو مسیر برگشت دیدم که باز پیر مرده صداش در اومد : قربان ، من صوات ندارم . . .

گفتم ، حاجی ، من تکراریما !

گفت : آها ، ببخشید !!

بعضی از گدا ها هم خجالتی هستن ! مثلاً با خانواده رفته بودیم گردش ( ماسوله ) ، من و یکی دو تا از بر و بچز فامیل رفتیم به طرف بازارش ، یه پیر مردی اومد جلو گفت : سلام ! ( یه لبخندی هم رو صورتش بود که مثلاً خوش اومدین به شهر ما ! ) ما هم گفتیم : سلام ! قربون شما ... سریع رد شدیم ! برگشتنی دوباره پیر مرده ما رو دید و گفت : سلام ! پیش خودمون گفتیم چه خبره ... اومد جلو و گفت : یه کمکی میکنی ؟ پیرم ، فلانم ، بدبختم و از این حرفا ! ( آخییییی ... الآن افسوس میخورم که چرا اون روز کمکش نکردیم !! )

--- حالا که خوب فکر میکنم ، قیافه پیر مرده این شکلی بود ! ---

چند روز پیش هم داشتم تو یه مسیری میرفتم ...دیدم یه نفر همچین ژولیده با لباس هایی کثیف ، کلاً اعتیاد از سر و روش میبارید میخواست از یه نفر پول بگیره ، طرف هم محل نمیکنه و راهش و میکشه و میره ... همچین میره دیدم معتاده ( که حال واستادن هم نداره ) شروع میکنه به فحش دادن ! کلاً خانواده برا طرف نزاشت !! ( یه کشش خاصی تو جمله هاش بود ...از اونایی که نای حرف زدن هم ندارن ! )

البته انواع دیگه گدا هم تو جامعه هست که نمیشه گفت ، خطر ناکه ! ممکنه وبلاگ رو فیلتر کنن !!!

به هر حال ... فکر کنم واسه این هفته کافی باشه . ممنونم از لطفتون . منتظر نظرهای مفید و قشنگتون هستم . موفق باشید و . . . بای !

|+|   نوشته شده در ساعت 1:18 AM توسط   زیگول |