تبليغاتX
زیگول !
زیگول !
 صفحه اصلی  تماس با ما  زیگول  آرشیو  اضافه به علاقه منديها
گیر به همه چی !
کلیله و دمیله _ Eight Pa & Ziro Pa
یکی بود ، یکی نبود .
تو زمانهای خیلی دور ، تو یه جنگل سرسبز و تو یه برکه ی خوش آب ، یه مار زندگی میکرد .
این آقا ماره یه همسایه داشت به اسم خانوم هشت پا
( حالا هشت پا تو یه برکه ی وسط جنگل چکار میکرد ، خبر ندارم )
این آقا ماره نسبت به این خانوم هشت پاهه نظر بد داشت ... چیزه ، یعنی اینکه خیلی ازش بدش میومدو نسبت بهش حسودی میکرد ، افتاد الان ؟!
چرا حسودی میکرد ؟ چون اون هشت پاهه هشت تا پا داشت و ماره هیچی نداشت !
حالا جالب اینجاست که این هشتپا خانومه ، منشی اداره ای بود که این آقا ماره هم نظافتچی اونجا بود ، به عبارت دیگه همکار بودن .



خلاصه از همه نظر عقده ای شده بود ... ( بارها این ماره حسرت خورده بود که چرا تحصیلاتش رو ادامه نداده تا یه پینتونی ، بوآیی ، چیزی در بیاد تا برا جامعه مفیدتر واقع بشه ... آخه حالا چون تحصیلاتش در حد ابتدایی بود ، از این مار فسقلیا شده بود و رشدش کامل نشده بود )



خلاصه مدت مدیدی از این حسادت میگذشت که ماره تصمیم گرفت پیشرفت کنه . اونم با کمک هشتپا خانوم
پس تصمیم خودشو گرفت ، یه لباس تر تمیز پوشید و شیک و پیک کرد ( به عبارت دیگه پوست اندازی کرد ) ، رفت سمت میز خانوم منشی و با احترام فراوان بهش گفت :
" هشت پا خانِم ، اگر اَجازه بَفَرمایید ، اَمشب با خانواده خَدمَتَتان بَرسیم برا امرَ خَیر ! "



( در اینجا به مدت 5 دقیقه و 35 ثانیه هشت پاهه در حالت غش و کما به سر میبره و در این فاصله توجه شما رو به چند پیام بازارگرمی جذب مینماییم ... )

* * *
__ خدای من ، خدای خوب و مهربان ، من و قلب کوچکم قصد داریم که در یک هوای صاف ، قلکهای کوچک خودمان را بشکنیم ، تا با پولش به کمیته ی امداد کمک کنیم ...
از هم اکنون باید به بچه ها پس انداز کردن را یاد داد . سازمان بیماریهای خاص ... 3434 شعبه اسکاندیناوی

* * *
__ دمپایی کهنه ، کفش کهنه ، سماور کهنه ، چراغ کهنه خریداریم ... جهت کسب اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرید .
 * * *
__مامان پیتوز میخواستم ، عاشق پیتوز هستم . . . پفک نمکی ، فقط کشکی مشکی ( پا پنیر واقعی ، 100% پنیر گل محمدی !! )

( پیام بازرگانی تموم شد )

* * *
جشنواره ی شگفتیهای این فصل  
ایران شل ، جوایز واقعی و غیر قابل تصور ! 3 فروند شاتل فصایی برای 4 برنده ی خوش شانس همراه با آموزش پرواز و گواهینامه ی معتبر ... شما باید هر ماه 300 هزار تومن از اعتبارتون استفاده کنید ، یا همینجوری واریز کنید تا شانس این جوایز ارزنده رو داشته باشید . ( با مجوز رسمی از سازمان ناسا ! )
دین دین دین ..... دین دین دین دیریرین !  ایران شل

* * *
شب شد و آقا ماره اومد خواستگاری خانوم هشت پا و بعد از کلی صحبت کردنها به توافق رسیدن که با هم ازدواج کنن .



فکر میکنید چی تو سر آقا ماره بود ؟ اینکه بتونه نسلشو تکامل ببخشه ، اینکه نذاره بچش هم مثل خودش بی دستوپا در بیاد ! اینکه یه جهش بلند در عرصه ی ژنتیک ایجاد کنه !



بعد از 9ماه این دوتا صاحب بچه میشن و نتیجه ی این فکر بکر ماره ، یه موجود کوچولوی دراز بامزه بود که یه عالمه پا داشت ... از بس پاهاش زیاد بود که اسمشو گذاشتن هزارپا !


و بدین سان ، هزارپا بوجود آمد . . .

پایان نامه 1 : گیر الکی ندین لطفا ً ...  دیگه یه بچه ی 10 ساله هم میدونه که 1000پا حشره هه ، نه حیوون ؛ یکم تخیلتون رو بکار بندازین لطفا !
پایان نامه 2 : بازم میدونم که 9 ماه برا بدنیا اومدن بچه ی یک حیوون کوچیک خیلی زیاده . شده دیگه ، میشه گفت نشده ؟
پایان نامه 3 : راستش شنیدم 8 پا تخم گذار نیست ، بچه میاره ... پس کی تخم گذاشته ؟؟!
پایان نامه 4 : این داستان برا کودکان مناسب نمیباشد ، لطفاً کودکان را از کنار خود بزدایید !
پایان نامه 5 : بینندگان و خوانندگان گرامی ، لطفاً به مانیتورهای خود دست نزنید ... یکم امتحانی سبک کشیدنیهام  رو عوض کردم ... مهم نیت خیریه که دارم ! ( خدا عجرم بده !!! ) 
|+|   نوشته شده در ساعت 6:42 PM توسط   زیگول |