بازم سلام میکنم به همه دوستای عزیز، هم اونایی که نظر میدن ، هم اونایی که نظر نمیدن ! همگی خوبید ؟
{ نه آقا ! من هنوزم مشکل دارم !! }
منم فعلاً خوبم ...
یه چند نفر از دوستان گیر دادن که چرا اینقد گیر میدی ؟ ... حالا گیر میدی چرا سیاسی گیر میدی ؟ .... من هی نگا میکنم ، کجا سیاسیه ؟ شایدم سیاسیه و خودم نمیفهمم ! { تو کلا هیییچی نَوَفهمی !! } واسه همین یکمی خود سانسوری کردم . اونایی که دو تا مطلب قبل رو خوندن که خوش به حالشون ! اگه هم که نخوندن ، تکرار نمیشه ... فقط تصاویرش رو ببینن !
پس سعی میکنم دیگه پا رو دم مسائل خیلی حساس نذارم ... حالا که اینجوری شد میریم سروقت تلویزیون ، سینما و هنری .
میدونید که تابستونه و شبکه 2 ، به قول خودشون " جشنواره فیلمهای (( ناب )) سینمایی " رو بر پا کرده !

برای بار هزارو شونصدمین بار فیلم رییس بزرگ و راه اژدها از بروسلی رو تماشا کردیم ...
یه سوآلی ازتون دارم ... میدونید کدوم کشوره که بیشترین تولید فیلم سینمایی رو داره ؟
{ آنگولا ؟! }
کشور هند... میگن روزانه چندین هزار کمپانی ساخت فیلم تو این کشور در حال کارند . باورتون میشه ؟ میسازند دیگه ، چرتو پرت ، مزخرف ، از همونایی که برادر برادرشو پیدا میکنه و شایدم میکشه ! ...از بین هزاران هزار فیلم حد اقل 5 تاش قشنگ در میاد ... بعد ما هنوز باید فیلم هندی یه قرن پیش ، مثلاً شعله رو ببینیم ! { من اصلشو دیدم ! خیلی باحاله ! مخصوصا اونجایی که پاش خون میاد ! }
یا مثلاً فیلم قانون ، گلستان یا مثلاً رام و شام { قربونت... صرف شد ! }
موندم هند که این همه بازیگر داره ، این همه تو زمینه نرم افزاری موفقه ، دیگه چرا فقیره ؟

من که کلاً فیلم هندی نگا نمیکنم ... ولی بشینم پاش ، تا آخرشو میبینم ! نه اینکه جذاب باشه ها ... میخوام یه خورده بخندم ... به خالی بندی هاش ، به ادا اطفارایی که حین گفتن یه دیالوگ در میارن . توجه کردین ؟ دو کلمه حرف میزنن ، نیم ساعت دست و کلشون تکون میخوره ! چرته آخه ، آمیتا پاچان میاد و با یه تکه چوب میزنه به جیپ دشمن ، چپ میکنه ! { آمیتاپاچان چپ میکنه یا جیپ ؟؟! }
یا یارو دشمنه با بازوکا میزنه تو شیکم قهرمان داستان ، ولی مگه این قهرمانه ولکنه ؟ تا نزنه پدر بی پدرشو رو در نیاره خوابش نمیبره !
کلاً فیلم هندی چیز خوبیه واسه پخش در روزهایی که عزاداریه !

بریم تو نخ فیلم های ایرانی خودمون ... البته میخوام در مورد فیلم های هنری صحبتهایی داشته باشم .
یکی از صحنه های این جور فیلمها به این صورته ... یه پیرمردی که معمولا روستاییه ، دست به کمر از یه کیلومتری داره میاد طرف دوربین ... دوربین هم یکریز داره مرده رو نشون میده ... ( ممکنه این صحنه تا 5 دقیقه هم طول بکشه ! ) ... همینطور که پیرمرده نزدیک تر میشه ، بیننده به این فکر میکنه که لابد میخواد بیاد و حرف مهمی بزنه دیگه ... مرده میاد و میاد و میاد تا میرسه به دوربین و میگه : " سلام ! " بعد رد میشه !!!
بعد با روی هر چه تمامتر ، این فیلم رو میفرستند به جشنواره کن ! بد تر از اون اینکه جایزه هم میگیره !!
همین فیلم " باشو غریبه ای کوچک " نیست مگه ؟ میگن 10 - 12 بار فرستادنش به جشنواره ... دیگه بدبختا برگزار کننده های جشنواره چکار کنن ؟ میگن این جایزه رو بگیرین ، فقط جون هر کسی رو که دوس دارین دیگه این فیلم رو نفرستین !!
میگم ما هم بریم فیلم هنری بسازیم .... شاید جایزه مایزه ای بردیم ها ... مثلا یه موضوع دارم که خیلی دوس دارم در موردش فیلم بسازم . در مورد یه ماهیه که داره تو آب غرق میشه !!
خب ... بسه دیگه . امروز با یه درجه ارتقاء بحث رو بین المللیش کردیم ! ببینیم به کجا چنین شتابان پیش میریم ...
از من خواسته شده دوباره مسابقه ترتیب بدم . منم یه مسابقه تصویری میذارم تا همه ببین و نظر بدن تا مثل مسابقه قبلی معلوماتشون زیاد شه !
سوآل اینه : این چی بیدَه ؟!

خواهشاً هر کسی هر چی بفکرش میرسه بگه ... در ضمن بگم که این یه عکس واقعیه ، نه دسکاری شدس ، نه هیچی .جایزه هم داره !
جایزه نفر برگزیده : یکدستگاه هواپیمای اسقاطی مدل توپولف . ( بدون لاستیک ! ... بوقم داره !! )
سری بعدی جوابشو میذارم .
یه چیز دیگه : خیلی خوشحال میشم که این وبلاگ رو به دوستاتون هم معرفی کنید . به این میگن مشارکت متقابل . چون اگه همینجوری بگذره ، منم مطالبم تموم میشه ... یعنی دیگه حسسس چندانی نمیاد که چیزی بنویسم . پیشاپیش از همه دوستانی که همیشه سر میزنن و نظر میدن تشکر میکنم .
موفق باشید و بای تا بعد !



