تبليغاتX
زیگول !
زیگول !
 صفحه اصلی  تماس با ما  زیگول  آرشیو  اضافه به علاقه منديها
گیر به همه چی !
ما توآلت میخوایم ، یالّا !

توصیه ی ایمنی : اکیداً توصیه میشه که لطفاً کسایی که مشکلات قلبی و روحی و مزاجی و نزاکتی و خیلی چیزای دیگه دارن ، مطلب زیر رو نخونن ...
یه چیز دیگه : جنبه نداراش هم نخونن !

سلام دوستان ! در راستای اهدافی که تنی چند از برو بچز و دوستان در وبلاگای خودشون پیش گرفتن ، ما هم بر آن شدیم که باهاشان همکاری نموده و مطلب زیر را از خودمان گردگیری ... یعنی گردآوری کرده و تقدیم شما بزرگواران بنمانیم . باشد که دری از درهای مشکلات ما حل گردد الهی آمـــــــــــّــــــین !

عرضم به حضورتان که آقا ، ما مشکلات زیاد داریم ... گرونی ؟ بنزین ؟ بی گازی ؟ بی کاری ؟ بروید بالا لطفاً ... یه جوری فکر میکنید که انگار مشکل ندیدین تو عمرتون ، مشکل توآلته !

ZigOoL

 این مشکل در حالت عادی خودش رو نشان نمیده که ، وقتی نمایان میشه که اولاً زیاد نوشابه و آب خورده باشی ، چند ساعت قبل غذای پر حجم ( مخصوصاً لوبیا ) خورده باشی ، و از همه مهمتر اینکه تو خیابونی باشی که تا چشم کار میکنه ، فقط ماشین میبینی و آدم . دریغ از یه جایی برای تخلیه ی التهابات درونی !
 بارها و بارها برا همه ی ماها پیش آمده که به همچین دردی گرفتار شده باشیم . به قول معروف میگن : تا حالا به بی توالتی گرفتار نشدی که درد عاشقی از یادت بره ...
البته هدف دوستان در اعتراض به مشکل بی توآلتی در شهر بود ، ولی از اونجایی که من زیاد با این مشکل روبرو و درگیر نشدم ، سعی در ریشه یابی این معضل بزرگ دارم . ریشه یابی به این معنی که اول باید حریف خود رو بشناسیم ، بعد بهش حمله کنیم ! پس همینجا این سوآل مطرح میشه که :
 توآلت چیست ؟!
البته همین توالتی که ما میگیم ، متناسب با فرهنگها و لحجه ها و زبانهای مختلف ، جور خاصی نامگذاری شده ... مثلاً اسم اول همون توآلته که خیلی رواج داره که بر دو قسم است : 1) توآلت ایرانی     2) توآلت فرنگی ( به اعتقاد بعضیها : بی ناموسی ، خارجی ، دست نشانده ی غرب و آمریکا و ... )
در ایران ، ایرانیش متداوله و در کل جهان ، فرنگیش ! البته زمزمه هایی هم مبنی بر صادرات ایرانیش به کشور های اروپایی شده ، ولی شما باور نکنید ...
با اینکه مراجع تقلید و غیر تقلید ، تاکید زیادی بر استفاده از مدل ایرانیش به همه ی اقشار جامعه ( از لحاظ بهداشتی و اهمیت دادن به صنعت و محصول و ابتکار ملی ) میکنند ، با اینحال یک عده هستند که سطح خودشون را بالاتر دیده و به نصب مدل خارجکیش احتمام میوَرَزُنَد و بهانهشان اینه که مدل ایرانی دیسکت کمر میآوره .
ولی از آنجایی که صنعتکاران ایرانی خیلی مبتکر و متخصصند ، مدل پلاستیکی توالت فرنگی ( از همونایی که پایه داره و روی توالت ایرانی قرار میگیره ) رو روانه ی بازار نمودند تا یک وقت خدای ناکرده کم نیاورده باشند و همچنین با این حرکت ، مشت محکمی هم زده باشند تو دهن استکبار جهانی که ما اینیم داداش ! به محصول خارجی هم جنبه ی ایرانی میدیم ! ( به واسطه ی همون توآلت ایرانی که زیرشه !! )
البته نوعی از توآلت فرنگی هست که از قدیم الآیام ( یه چیز تو مایه های عصر حجر ) در بین مردم _ مخصوصاً مردها _ رایج بوده که همانا مدل سرپاییه . منتها خارجی ها ، اون رو از حالت کوچه بازاری خارج و صنعتیش کردن و وارد مکانهای عمومی مثل هتل ها ، کازینو ها و جاهای دیگه نمودند ... اینجا ایرانی ها کم آوردن و نتونستن پوز خارجیها رو به خاک بمالونن و هنوزم سیستم کوچه بازاری ( در صورت تعطیل بودن بازار! ) ادامه و رواج داره .

ZigOoL

اسم باکلاسی توآلت میشه دسشویی /
مثال : آقا اجازه ، میشه بریم دسشویی ؟
البته واضح و مبرهن است که دسشویی معنی دستشویی میدهه ، پس اگه کسی برا دسشویی اجازه گرفت ، ولی رفت برا تخلیه ی التهابات درونی ( شکمی ) ، مسئولیت با خودشه .

اسم دیگه ای که برای این مکان عزیز رواج پیدا کرده ، مستراح میباشد . ولی به نظرم کلمه ی قشنگی نیست ، من رو یاد توالت های بتنی ای که دستی ساخته شده میندازه ( تو در و داهاتا زیاد دیده میشه  )

اون قدیم ندیم ها هم بهش میگفتن : موال ( و به گفته ی دوست عزیزی " مبال " ) که به نظرم همون موال درست تره . البته من هم از دهن این و اون شنیدم که میگن موال ، وگر نه ، شاید مبال درست باشه . شایدم اون دوستم از دهن این و اون شنیده باشه " مبال " ، مثلا زبون طرف خوب نچرخیده باشه و میخواست بگه " موال " ، آب دهن تو دهنش گیر کرده و گفته " مبال " ، و شایدم نه موال درست باشه ، نه مبال ، مثلاً " مدال " درست باشه که ... چی ؟ ... بله ، دوستان اشاره میکنن بی خیال شو ...

اسامی دیگری هم هست که ممکنه بیشتر جنبه ی شخصی و خصوصی داشته باشه یا بین یک قشر خاص رواج داشته باشه ... ممکنم هست که طرف از کلمات و اسامی جانبی برای رساندن هدف استفاده کنه .
مثال :  " آقا اجازه ... ما کمپوت آلبالو گیلاس داریم ! "   و در ادامه :  " جون ماردتون آقا ، داریم میترکیم !! "
البته اسامی مشابه زیادی کاربرد داره که میتوانید یه سر به بقالی سر کوچه بزنید و انواع کمپوت ها و رب ها را به این لیست اضافه کنید .
اسم با مسمای دیگری که برازنده ی این مکانه ، اتاق تفکره . به این معنی که سخت ترین و پیچیده ترین مسائل هم تو همین توالت حل میشه ... حالا اگه یک نفر به تنهایی نتوانه از پس مسئله ای بر بیاد ، باید رجوع کنه به اتاق همفکری ( که همانا توالت عمومی است ! )

ZigOoL

خب ... اینجاش رو یه نقطه میزاریم تا سری بعد که میام ، این بحث مهیج و هیجان انگیز رو ادامه بدیم .


پ . ن 1 : هشدار داده بودم اونایی که روحیشون لطیفه نخونن ... حالا که خوندین من هیچ گونه مسئولیتی قبول نمیکنم ...
د . ض 2 : توصیه ی ایمنی : وقتی میرین توآلت ، مواضب موبایلاتون باشین ... بیشترین آمار خرابی تلفن همراه ناشی از افتادن تو چیزه ... همون که میدونید !
ث . ن 3 : دوستان عزیز ، کم کم راهیه دیار غربتم ... نتیجه دانشگاهم اومد . کارشناسی گرافیک _ تبریز ! میگن سرده ، نه ؟!
ت . ع 4 : نمیدونم اونجا هم به کامپیوتر دسترسی دارم و میتونم بنویسم و بکشم یا نه ... ببینم چی پیش میاد
ف . ژ 5 : موفق باشید و بای ////

|+|   نوشته شده در ساعت 2:52 AM توسط   زیگول | 
آموزش هنر خسیس بودن !

سلام !

یه سوآل ازشما میپرسم : شما خودتون رو آدم خسیسی میدونید یا نه ؟
اگه خیلی صاف و ساده هستید و در کمال صداقت و متانت و بزرگواری روزگار میگذرونید ، وقتشه یکم به زندگیتون تنوع بدین ! حالا اگه خوب به توصیه ها و آموزشهایی که میدم عمل کنید ، میبینید چقدر تو زندگیتون جلو میفتید و کلی هم کیف میکنید !

ZigOoL

1) سوار تاکسی شدید . متوجه میشید که یکی از دوستاتون وسط راه سوار ماشین شده ، خودتون رو جمع و جور کنید و انگار نه انگار که اون رو دیدین . چون ممکنه تو رودرواسی گیر کنید و مجبور بشین کرایه اون رو هم حساب کنید !

2) حالا رفیقتون فهمید که شما هم تو ماشین هستید ... بعد از سلام و احوالپرسی مختصر ، اینقدر منتظر بمونید تا اون اول دست تو جیب کنه و وقتی پولشو در آورد ، سریع بگید : نه ... توروخدا حساب نکن ، خودم حساب میکنم ، نـــــــه !  اه ... حیف ! سری بعد " یادم بنداز " من حساب کنم !!

3) حالا منتظر موندین و اون هم خیال دست تو جیب کردن نداشت ... به مقصد هم دارین میرسین ، چکار باید بکنین ؟ دست تو جیب میکنین و پولتون رو در میارین و رو به دوستتون میکنین و میگین : حساب کنم ؟!!
( طرف خیلی باید پرّرو باشه که بگه : آره ، حساب کن ... با اینجور افراد اصلاً دوست نباشین بهتره )

4) رفتین مهمونی ، موبایلتون هم تو جیبتونه . از صابخونه اجازه بگیرین و با تلفنشون هی اینور و اونور زنگ بزنین ( موقعیت اینجوری کم پیش میاد ! )

ZigOoL

5) موقع مسواک زدن ، حواستون باشه که خمیر دندون زیادی از تو تویوپ بیرون نیاد ... نمیدونید ریختن دوباره اضافه خمیردندون تو تویوپ چقد سخته !

6) دوستتون منتظر زنگ شماست ، اینقدر بهش زنگ نزنید تا خودش زنگ بزنه بهتون ، بعد بهش بگید " به جون تو همین الآن میخواستم باهات تماس بگیرم !! "

7) به موبایل دوستتون یه SMS بفرستین به این مضمون : باهام تماس بگیر ، باهات کار فوری دارم !"

8) پیش دوستان و فک و فامیل جار بزنید که به خاطر عدم پرداخت بدهی ، تلفنتون  یه طرفه شده !!

9)  وقتی وارد میدون شهرداری شدین ، ساعتتون رو از دستتون در بیارین و بزارین تو جیبتون تا یوقت بیخود مصرف نشه ... ساعت به اون بزرگی روی دیوار ساختمون شهرداری رو واسه چی گذاشتن پس ؟!

10) وقتی با یارو میرین رستوران ... حالا خواهر ، دوست ، نامزد ، هر کی هست ! وقتی نشستین و غذا سفارش دادین ، وسط غذا خوردن یهو بگین : ای داد بیداد ، دیدی چی شد ؟ کیف پولمو جا گذاشتم !! ( حتماً قبلش مطمئن باشین که اون یارو پول کافی همراش باشه !

11) وقتی میرین رستوران ( با یارو یا بدون یارو ) سوسک مرده همراتون باشه ، بدرد میخوره !!

ZigOoL

پی نوشت : هر کدوم از موارد بالا به تنهایی معیار خسیس بودن شما نیست ، بلکه باید با تلاش و ممارست زیاد ، کل خصوصیات حسنه و پسندیده ی ذکر شده رو تو خودتون جمع کنید تا در زندگی کامروا بشید !!

دِی نوشت : برا اینکه بدونم شما دیگه چه درسایی رو بلدین ، چند نمونه هم خودتون بنویسین تو نظرات ، منتظرم .

کِی نوشت : یه تشکر درست و حسابی میکنم از همه ی شمایی که لطف کردین و به هر طریق راهنماییم کردین ... یه جورایی سر عقل اومدم ، ولی نه کامل ! هنوز باید رو این قضیه با خودم کلنجار برم ...

|+|   نوشته شده در ساعت 4:21 AM توسط   زیگول | 
هییییی... چی بگم ...

سلام دوستان !


هیچ وقت حتی تصورشم نمیکردم که روزی برسه که روحیم اینقدر بیاد پایین ...
 حکایت من حکایت همون شخصیه که میره پیش روان پزشک و میگه : من غمگینم و هیچ چیزی نیست که شادم کنه ،روانپزشک هم آدرس یه سیرک رو میده و میگه : یه دلقکی داره که هیچ کس نمیتونه در برابرش طاقت بیاره و اگه ببینیش ،از خنده روده بر میشی .
اون شخص هم میگه : من همون دلقکه هستم !!

حقیقتش بعضی اوقات پیش میاد که هر کسی خودش رو روی نقطه ی اوج میبینه ، اون بالا بالاها ، تو آسمونا ؛ پیش خودش احساس غرور میکنه و میگه : این منم ! کسی به گرد پامم نمیرسه !!
ولی یه روزم خودش رو پایین ترین آدم حساب میکنه ، چسبیده به کف زمین ، حتی یکمی هم پایین تر ...

وقتی تو تاریکی هستی ، دنبال نور برو ... شاید که نشانی از راهت باشه

چند وقتیه که یه احساسای خاصی بهم دست داده ، از این احساسای عاشقی پاشقی نیس ! یه جورایی آیندم رو مبهم میبینم که آیا واقعاً کارهایی که بلدم و انجامشون میدم ، برا آیندم مفیده ؟
چقدر میتونم به عنوان تکیه گاه روشون حساب کنم ؟
میتونه هم مردم رو راضی نگه داره و هم برا خودم سود داشته باشه ؟
که آیا مدرکی که میگیرم ، به درد شغلی میخوره ؟
 آیا باید به علاقم بچسبم یا کارهایی رو انجام بدم که ممکنه به نظر دور باطل به حساب بیاد و یه سیکل دورانی هر روزه و یه نواخت داشته باشه ؟ ...
راستش تا همین یکی - دو ساعت پیش _قبل از آپ کردنم _ میخواستم چیزای دیگه بنویسم ، میخواستم فضای اینجا رو پر کنم از موج منفی ! میخواستم باهاتون درد دل کنم و یه سری مشکلات عجیب و غریبتری رو که چند وقته باهاش درگیرم رو بریزم بیرون تا شاید شما بتونید کمکم کنید . حتی متنمم هم آماده بود، ولی ...
ولی وقتی پای صحبتا و نوشته های دوستایی که سرشار از انرژی و موج مثبت هستن نشستم ، نظرم عوض شد ...
نخواستم درگیرتون کنم ، با خودم گفتم که خودم هستم که باید به خودم کمک کنم و در کنارش اگه مشکلی بود که راه حلش رو پیدا نمیکردم ، باهاتون در میون بزارم ...

همینطور بهش نزدیک شو ... موفقیت نزدیکه

 فکرایی هم دارم ، انجامشم برام کاری نداره ، ولی دست تنها خیلی برام مشکل و سخته .
نیاز دارم به چند نفر که یه جورایی باهام ست باشن ، مثل T2 !!  ( سلام T2 جان ! )
این ست شدن و بودن رو برا این میگم که ... اصلاً برام یه شعاره که یا کاری رو انجام نمیدم ، یا اگه انجام بدم ، به بهترین نحو انجام بدم ، بهترین نحو تا اونجایی که از دستم بر بیاد . از سَنبَل کاری خوشم نمیاد و دست تنها هم که کلاً کاری پیش نمیره یا بهتر بگم ، کند پیش میره ...
غریب به اتفاق 90% از کسایی که میشناسم ، اونطور که میخوام نیستن .

_کی ؟ منو گفتی ؟ ...
_ نه بابا ، تو که آقــــــایی !!
_ نوکرتم ، ما بیشتر !!!

خیالتون رو راحت کنم که این کار ، اینترنتی نیس و عملیه ! پس لطفاً اعلام همکاری ننمایید !!
الآن که به عبارتی فردای دیروزه ، بهترم .( چون دیروز خوب نبودم ! )
در کل این رو بگم که موندم میخوام به چی برسم ... هدفم مبهمه ، خیلی ها بهم گفتن که اینجا ( رشت ) به چیزی که میخوای نمیرسی ... ههیییییی  .  .  . چی بگم والا
حالا هم ازتون راهنمایی میخوام ، یعنی به نظر شما چکار باید بکنم ؟

اوع ! یه چراغ قوه !!

پ-ن 1 : این متن در آخرین لحظات تغییراتی کرده و بار احساسیش کم شده ، پس شکایت نکنید لطفاً !
( پ-ن ، مخفف پی نوشته )
ک-د 2 : مسابقه ی قبلی رو هم بنا بر اصرار مکرر سمیه خانوم ، به نفعش تموم میکنیم ! برنده شده ، سکه ها رو برات با پست الکترونیکی میفرستم ( همون ربع سکه بهار ها رو ! )
( ک-د ، مخفف کِی دِوِشته ! )
ل-ق3 : مسابقه نداریم ، ایشالا سری بعد یه مسابقه ی خفن طراحی کردم که مطرحش میکنم ... با جوایز واقعی مثل همیشه !!
( ل-ق ، مخفف لِی قِوِشته !! )


موفق باشید / تا بعد 

|+|   نوشته شده در ساعت 2:40 AM توسط   زیگول |