تبليغاتX
زیگول !
زیگول !
 صفحه اصلی  تماس با ما  زیگول  آرشیو  اضافه به علاقه منديها
گیر به همه چی !
یه لیتر بنزین داریم ، دوسش داریم !!

سلام! 
معرفی میکنم خودمو : سعید هستم ، متولد 1983 از ایران !
( گفتم شاید این مدّت که نبودم ، روم به سیاه ، بلانسبت همتون فراموشم کرده باشین ! )
بزارین بدون مقدمه برم سر اصل مطالب ( آخه یکی بهم گفت : مقدمه چینی نکن، حال آدم بهم میخوره !! )
تو این چند وقته اتفاقات زیادی افتاد که دوست داشتم در موردشون بنویسم و بکشم ، ولی خب ... نبودم ! ولی یه ضرب المثل گامبولایی میگه : هر وقت هر نوع ماهی رو که از آب بگیری ، چون بیرون هوا نداره ، ممکنه خفه بشه بمیره! پس دوباره بندازش تو آب !! ( نکته ی دوستدار حیات وحشی بود ! )
البته طبق تحقیقاتی که من داشتم ، یه نوع ماهی به اسم علمیه " نمیدونم چیچیوس " وجود داره که میتونه تو محیط خارج از آبم زندگی کنه ... اینم عکسش !

البته این ماهی داقول بازی کرده !!

اولین اتفاق جالب و مهم ، ترکیدن مادربرد من بود که قبلاً اطلاعیه ی فوت و مجلس ختمش رو بهتون اعلام کردم ( که هیشکی نیومد ! خب حقّم دارین ، آدرس نداده بودم !! )
دومین مورد بسیار جالب و هیجان انگیزناک ، سهمیه بندی بنزین بود که اثرات و آثار اون رو هنوزم دارین میبینیم ... حالا میخوام به این گیر بدم ! ( قدیمیه ؟ هه ! فکر کردین ! )
بقیه چیز ها رو هم به موقعش میگم .
اگه یادتون باشه سال پیش همین موقع ها بود که به بنزین یه گیر کوچولو داده بودم . قضیه ی 3 لیتر در روز رو میگم . البته این " پروژه ی بزرگ " 1 سال تاخیر داشت !

ZigOoL

بلاخره واقعه ی سهمیه بندی به وقوع پیوست و مشکلات یکی یکی خودشونو نشون دادن . البته از اونجایی که ما عادت داریم با مشکلات کنار بیابم ، با اینها هم کنار اومدیم .
اومدن ساعت 9 شب اعلام کردن که از فردا 3 لیتر در روز  ( که باعث شد یه سری ارازل و اوباش که از دست نیروی انتظامی در رفته بودن ، مراسم ارازل و اوباشی راه بندازن و پمپ بنزین آتیش بزنن ! )
بابام ( پدرم رو عرض میکنم ) با ماشینش بیرون بود که میشنوه بنزین از فردا سهمیه ... میره پمپ بنزین که خیلی هم خلوت بوده ، تا خرخره باک رو پر میکنه .از پمپ بنزین میاد بیرون که میببینه پشت به پشت ماشین ، راه نیست !
بین راه میبینه یه پیر مردی هست که 2 تا باک خالی رو تو هوا تکون میده ... طفلی خبر نداشته که یه قطره بنزین هم الآن حکم طلا رو داره !

Silish

روز اول سهمیه بندی که خیابونا سرشار از رانندگان بدون ماشین بود . تاکسی ها و تاکسی تلفنی ها و موتورها و همه چی ها اعتصاب رانندگی کرده بودن . گاو مادر بزرگمم اون روز شیر نداد !!! ( چه ربطی داشت ؟! )
پدر بزرگم  اومده بود خونمون ( همون روز اول سهمیه بندی )، حالا میخواست بره یه جایی .
به انواع و اقسام تاکسی تلفنی ها زنگیدیم ، هیچ کدون از اونا ماشین نداشتن ... میگفتن امروز کسی نیومدا سر کار ، فکر هم نکنیم که بیان !
اینقدر زنگ زدیم تا بلاخره یکیشون گفت ماشین داریم . تا اومدیم بگیم شما ... بنزین ... گفت : آخه ماشینمون با آب کار میکنه !!
خلاصه آدرس دادیم و منتظر موندیم . 5 دقیقه ،  10 دقیقه ، 20 دقیقه ، نیم ساعت ... دیدیم نخیر ، خبری نیست !
زنگ زدیم که آقا ، پس ماشین کو ؟ فقط صدای داد و فریاد مرده میومد که چی ؟ که راننده هه کلی دنبال آدرس گشته و پیدا نکرده ! که چی ؟ که شما آدرس رو درست ندادین !
بهش گفتیم آخه آقا ، یا شما آدرس رو درست نگرفتی و ننوشتی ، یا راننده هه گیج بوده ! این همون آدرسیه که از اون سر دنیا هم براش نامه میاد !
خلاصه آقا ... بهش گفتیم : حالا آدرسو درست یادداشت کن یه ماشین بفرست ، کلی کار داریم . مرتیکه ی بی شعور میگه : ماشین نداریم !! بهش گفتیم : چی شد ؟ آب ماشینتون تموم شد ؟!! خلاصه اسم اون آژانسه رو یادداشت کردیم رفت تو لیست سیاه ! ( که دیگه ازش ماشین نگیریم ! ) مرتیکه ی الاغ ...
از اونجایی که من خیلی نخبه تشریف دارم ( ژییییپ !! ) پیشنهاد دادم یکی بره از سر خیابون یه دربستی بگیره و بیاد ... هیچی دیگه ، به خاطر 1 کیلومتر راه ، 5000 تومن پیاده شدیم !!

ZigOoL

نمیدونم یادتونه یا نه ... 2 روز بعد از سهمیه بندی ، کنکور سراسری برگزار شد . تو یه روزنامه خوندم که خیلی از کسایی که از 1 سال پیش خودشونو واسه کنکور آماده کرده بودن و میخواستن امتحان بدن، به خاطر نبودن ماشین ( و متقابلاً ناز کردن راننده ها ! ) دیر میرسن و از کنکور جا میمونن ! ( من بعد از ظهرش امتحان داشتم ... شانس آوردم ! )
خلاصه اینکه اینجوری .
 یه کارشناسی اومده بود تلویزیون ، مجریه ازش میپرسه : حالا اومدین و بنزین رو سهمیه بندی کردین ، ولی چرا اول تعطیلات ؟
کارشناسه میگه : ما میخواستیم 2 ماه قبل این کار رو بکنیم ، ولی به خاطر یه سری از مشکلات افتاد به اول تعطیلات ! ( خودمونیما ، جواب از این واضحتر و کاملتر ؟!!)حالا منظور مجریه این بود که چرا نذاشتین بعد از تعطیلات و این حرفا ! ... ولی خب ، اون موقع هم بچه مدرسه ای ها از مدرسشون جا میموندن !
اومدن سهمیه ی 4 ماه رو پیش پیش دادن ، یعنی اینکه تا 4 ماهتو میتونی مصرف کنی . ولی بازم خیابون های بین شهری خلوت بود ، خب آخه اگه 400 لیتر بنزینتو تو 3 ماه ( به خاطر مسافرت ها واینجور چیزا ) مصرف کنی ،  اون 1 ماه آخر چیکار باید بکنی ؟ اینجا بود که شخصی مشابه ای کیو سان ظاهر میشه و بعد از کلی فکر کردن ، 4 ماه رو میکنه 6 ماه ! ( با همون 3 لیتر در روز ! ) دیگه نمیگه اینجوری بنزین تو 4 ماه تموم میشه و 2 ماه آخر خیلیها لنگ بنزین میمونن !
اون ماشینایی که گاز سوز بودن ، بی نسیب ترین ماشینها از بابت بنزین بودن ! 35 لیتر در ماه !! حالا جالب بود که خیلی از این ماشینها کپسول گاز نداشتن !!

ZigOoL

بنزین رو که همینجوری نمیدن که ، با یه کارت که اسمش هست " کارت سوخت " میدن . حالا بشنوید از ماجراهای کارت سوخت ...
میگفتن کارت سوخت خیلی حرفه ای طراحی و برنامه ریزی شده ... به قول معروف " مو لا درزش نمیره ! "
ولی شنیده ها حاکی از آن است که چندین لیتر از 400 لیتر سهمیه ی 4 ماهه ی بعضی ها یــهویی ناپدید شد ! یعنی اینکه به جای 400 لیتر ، مینوشت 350 لیتر مثلاً !
از اون طرف مال یکی رو کرده بود 900 لیتر !! ( ما خودمون از این کارت یه 40 لیتری استفاده کردیم ، این کارت برا یه پراید بود که مال دوست یکی از آشناهامون بود )
اسم کارت بنزین تقلبی به گوشتون خورده ؟ خوب اینم یه جورشه ! شنیدم این کارتها وجود داره ، ولی حقیقتاً بهش برخورد نکردم ... ولی خودمونیما ، از ایرانیا هر چی بگی بر میاد ،
 یه نفر مثال زده بود میگفت وقتی که یه عده ایرانی تو ژاپن با قالبهای یخ ، سکٌه ی مخصوص دستگاه پخش نوشابه ( شاید پپسی ) میسازن و مفتی یه نوشابه میزنن تو رگ ، وقتی تلفن کارتی و سکه ای رو با انواع و اقسام روشها دور میزنن ، وقتی از گاوصندوق نفوظ ناپذیر بانک نمیدونم کدوم کشور پول کش میرن ، این کارم دیگه کاری نداره که ! ( البته جسارت نشه یه وقت ، ولی خب آدم زبل شاخ و دم نداره که ! )

Silish


خیلی سریع میخوام بحث رو ببندم و تمومش کنم ... ولی یه چند تا نکته دیگه میمونه :
بنزین که سهمیه بندی شد ، کرایه ماشین هم گرون شد ، متقابلاً قیمت ها هم نمنمک یه کوچولو رفت بالا !
قیمت نیسان خیلی خیلی گرون شد ، چرا ؟ چون نیسان هر ماه 650 لیتر بنزین میگیره ... بعد یه عده که خرپول بودن و نیاز به بنزین هم داشتن ، میرن چندتا نیسان قراضه میخرن و چند تا 650 لیتر سهمیه میگیرن و آزاد میفروشن !
مواظب باشید کارت خودتون تو پمپ بنزین جا نزارین ، چون 2 دقیقه بعد از جا گذاشتن که برگردین ، خبری ازش نیست . من نمدونم کدوم آدم بی وجدانی کارت رو ور میداره ، ولی یه جا خوندم : تعداد نمیدونم چندین و چند تا کارت سوخت از یه پمپ بنزینی کشف شد که این پمپ بنزینیا میومدن با این کارتا به صورت آزاد بنزین میدادن !
میگن تو کرمانشاه بود یا نمیدونم کدوم شهر بود که تعداد 3500 عدد کارت سوخت از اداره پست اونجا دزدیده میشه !!
شایعه شده بود که بعضی از کامیونهای حمل بنزین که به پمپ بنزینیا سوخت میرسوندن ، یه مقدار هم خالی میکرد تو مخزنایی که نیازی به کارت سوخت نداشتن . یعنی اینکه کسایی که آزاد بنزین میخواستن ، از این جایگاه های بدون کارت خوان بنزین میگرفتن !
در هنگام مسافرت سعی کنید که یا بنزین به اندازه داشته باشین ، یا پول ! میخواستیم بریم خونه ی یکی از فامیلامون که تو یه شهر دیگه بود ، بین راه واسه استراحت و بیدار کردن پاهای خوابیده چند دقیقه نگه داشتیم . بابام صحبتش با یه فروشنده ی کنار خیابون گرم شد . یارو میگفت : یه رانندهه همین اطراف بنزین تموم میکنه ، پمپ بنزین هم که پیدا نمیشد ، از یکی از این بنزین آزاد فروشا 10 لیتر بنزین میگیره 20 هزار تومن !!!
و در آخر خدمتتون عرض کنم که با رتبه ی دو هزار و خورده ای مجاز شدم ، ولی هنوز قبولیم تو دانشگاه تق و لقه ! هر موقع مسجّل شد ، شیرینیشم خدمتتون تقدیم میکنم !

|+|   نوشته شده در ساعت 8:37 PM توسط   زیگول | 
منتظر باشید !

Comming

 ZOoD

رفتم یه جایی گیر کردم ! بر میگردم ... هَـ !

|+|   نوشته شده در ساعت 3:12 AM توسط   زیگول |