
سلام دوستان .... همین چند لحظه پیش به یه ویروسی آلوده شدم ... میخواستم به شما راهی رو یاد بدم که بدون داشتن آنتی ویروس ، از شر ویروس ها خلاص شید . ولی باید توجه کنید که به محض اینکه متوجه شدید ویروس گرفتید این کار رو انجام بدین ...
تا حالا از وقتی که این روش رو یاد گرفتم ، ویروسها کاملا از بین رفتن ... در مورد همین ویروس جدید هم همین طور بوده .... یعنی حذف شده !
1: وارد منوی Start میشیم و All programs رو انتخالب میکنیم ...
2 : Accessories رو انتخاب میکنیم و بعد از اون System Tools رو ...
3 : و بعد از اون System Restore رو انتخاب میکنیم .

4 : یه صفحه باز میشه که عنوانش هست : welcome my System Restore . سه گزینه میبینیم که از بین اونا ، اولی یعنی :
Restor my Computer to an Earlier Time
رو انتخاب کرده و next رو میزنیم ...
5 : یه تقویم نشون داده میشه که بعضی از تاریخ هاش پر رنگ ترن و قابل انتخاب کردنن ... اگه تاریخ قبل از روزی رو که ویروس بعد از اون به کامپیوترتون منتقل شده رو انتخاب کنید ، و next رو بزنید .

6 : یه چیزی لود میشه ... سیستم ری استارت میکنه و ویندوز به قبل بر میگرده ... و اثری از ویروس نمیمونه ... البته بعد از ری استارت بازم یه پنجره میاد که یکی دو تا next لازم داره و تموم !
کلیه این کارایی که گفتم یکی دو دقیقه بیشتر طول نمیکشه .. پس سعی کنید خوب یادش بگیرید ، چون خیلی مفیده ...
نوجه کنید که برنامه هایی که بعد از تاریخ انتخابی نصب شدن ، پاک میشن ... ولی فایل هایی مثل عکس و تکست و اینجور فایلهایی که نیازی به نصب ندارن ، دست نخورده باقی میمونن ...
ویروسی که بهش گرفتار شده بودم ، از طریق پی ام و در یاهو مسنجر منتشر میشه ... یکی از دوستان لینکهایی رو برام فرستاده بود و منم بدون ترس از اینکه لینک مخربی باشه روش کلیک کردم .... اونجا بود که مسنجر قاط زد و همین لینک رو برای اد لیستام هم فرستاد ... منم روشو کم کردم !
اینم چند تا لینک دیگه که در مورد این ویروس چیز هایی نوشته ...
http://www.loo3.com/blog/?p=270
http://www.alborznews.net/shownews.asp?u=7624
http://www.zheeo.com/Post-58.aspx
در آخر بگم که اگه در مورد این نظری دارین بگین ، این پست رو به حساب پست های قبلی نزارید ، روند مثل قبله ... فقط حالا حسّ آموزش دادنم اومد ! منتظرم و بای !
سلام دوستان !
آقا ... احمدی نژاد از حدود 2 ماه پیش ( اواسط خرداد 1385 ) میخواد بیاد اینجا ..
همچین خبر اومدنش رسید ، نمیدونم چرا یهویی تموم خیابونای شهر شروع کرد به کنده شدن ! لوله فاضلاب بیار ... آسفالت تعمیر کن ... رودخونه لایروبی کن و برو بالا ! یه مدت هم که خیابونها یه طرفه شده بود .. یعنی ماشینها به سبک انگلیسی رانندگی میکردن !( یعنی خلاف جهت ماشین های ایرانی )

*** آموزش عبور از خیابان : اول نیت میکنی که باید از خیابون گذر کنی ... ( نیت نکنی ، عبورت باطله ! ولی اگه یه نفر نیت کنه و خدای نکرده ، زبونم کور بشه این روز رو نشنوم تصادف کنه ... بعد ( شرمنده ) بمیره ... شهید از دنیا رفته ! خانوادش راحت میرن دانشگاه وام میگیرن !! )
دوم به کدوم سمت نیگا میکنی ؟ آفرین ، به سمت راست . ( همون مدل انگلیسی ) ...
همینجوری میری تا وسط خیابون میرسی .بعد به کدوم سمت نیگا میکنی ؟ عمراً حدث بزنید ... پایین رو نگاه میکنید ! چون ممکنه بیفتی تو کنده کاری ( گند کاری ) های شهرداری ! آخر سر هم با دوپای کودکانه ، میپری از روی جوب ، میری اون ور خیابون ... درس تموم شد /
جالبش اینجاس که به احمدی نژاد گفتن شما فعلاً نیا ، اوضاء مساعد نیس !!
با اجازه یه چند تا پیشنهاد داشتم که به عرض میرسونم :
اول اینکه حالا هر رئیس جمهمری سالی چند بار بیاد اینجا تا پول ها صرف بساز بساز بشه ...
دوم اینکه رئیس جمهور یکم کمتر بیاد تا ما این مشکلات بکن - پر کن رو نداشته باشیم !
سوم اینکه حالا که دارن میکنن ، مترو هم بزنن !!!

ولی بگم که این معضل مخصوص گیلان و این شهر و اون شهر نیس ... جهانیه . ولی بعضی ها با برنامه کار میکنن ، بعضی ها به قول ما
" هَچین هَچین !! "
مثال میزنم ... ( خودم دیدم و از دهن خیلی ها هم شنیدم )
مثلاً چند باری پیش اومده و دیدم که تو روز روشن میان و خط کشی عابر پیاده رو پر رنگ میکنن ، نصف خیابون هم مانع گذاشتن که بگن : این ور نیاین ، لاستیکاتون رنگی میشه !
یا لوله گذاری فاضلاب ( که سال پیش انجام شد و حدود دو - سه ماه عبور و مرور سخت شده بود .)
خوب این عزیزان زحمتکش ما بیاین و این کارا رو تو شب انجام بدین . هم هوا خنک تره و هم ترافیک نمیشه ...
حالا میان زمین و میکنن ، نوش جونشون ... میخوان پر کنن ، حد اقل درست پر کنن . نمونه زیاد سراغ دارم . اومدن کندن و پر کردن ... بعد دو سه روز که چند نا ماشین از روی این قسمت رد شد ، همین قسمت دوباره فرو میره ! اگه طولی کنده باشن که تبدیل میشه به نهر آب ... چاله هم میشه چاه ...
یا بعضی وقتا جو اینا رو میگیره و همچین مایه میذارن که اگه طولی پر کنن ، میشه خاکریز ، اگه چاله رو پر کنن میشه تپه !
یه مورد که دیگه غوغا شده بود ! ، یعنی بگم که آخرش بود ...
یادتون هست که سال 83 گیلان برف سنگینی باریده بود ؟ یادتون نیس ؟ ... یکم فکر کنید خواهشاً ... آها ، یادتون اومد ! این طور که شنیده بودم ، لودر و ماشین های مکانیکی سنگین رو داده بودن به اردبیل و اونورا .
نصف شب برف سنگین میاد و خیابون ها به کلی به مدت یک هفته غیر قابل عبور با ماشین میشه ! کنار خیابون پر از ماشین مسافرایی بود که از اینجا عبور میکردن ... ( آخه زمستونم وقت مسافرت کردنه ؟! )
بد نیس یه خاطره بگم از برف پارسال : چکمه و بادگیر و کافشن و از این جور چیزا پوشیده بودم و تو خیابونا ( وسط 1 متر برف ) قدم میزدم !! یه زنه اومد جلو به من گفت : آقا ... شما برف روی بوم رو هم پارو میکنی ؟!! ( بابا ، بی خیال !! )
* بذارید زمستون بشه ، خاطرات زمستونی زیاد دارم ... *

مسئله وقتی اعصاب خورد کن میشه که مثلا میان و بعد کلی این ور و اون ور رفتن ، یه خیابون رو کامل آسفالت میکنن . فرداش از یه جایی میان و شروع میکنن به کندن زمین ...
آقا چی شده ؟ چرا میکنید ؟
میخوایم فاضلاب رد کنیم . مشکلیه ؟ میخواین نکشیم .؟....
نه آقا ! اختیار دارین .. بکنید !
( بعد از 3 ماه کار فاضلاب کشی تموم میشه و بعد از سه ماه دیگه چاله ها آسفالت میشه ... )
اِ ... دوباره اومدن دارن میکنن که !!
این بار دیگه چه خبره ؟ تازه کنده بودین که ...
نه ! اون یه چیز دیگه بود ، ما از اداره گاز اومدیم ! گاز نمیخواین ؟ اگه دوست دارین بریم ...
بکشید دیگه .. چیکار کنیم ....
( سر هم 6 ماه دیگه هم بابت کندن و پر کردن طول میکشه )
دِ بیا .... بازم دارن میکنن که .... حمییییید ... اون تفنگ دو لول منو بیار !! ( چشم بابا ... مدلش تبرّکه ! خیلی خوب شلیک میکنه !! )
*** *** ***
به هر حال ... فکر کنم بس باشه دیگه . اگه دوست داشتی بگو ... تا بازم بگم برات ...
آقایون _ خانوما ، اگه خوبی ، بدی از ما شنیدی حلالم کنید . اگه همینجوری پیش برم ، همین روزاس که برم بغل دست مانا !!
( قابل توجه خوانندگان محترم .... نویسنده این وبلاگ به هیچ وجه مسئولیت نوشته های خود را بر عهده نمیگیرد و هر گونه کپی برداری از این اثر پیگرد قانونی دارد ! )
ووووااااا ! چقد زیاد نوشتم ری ی ی ی ی !!
شمام اگه به همچین مشکلاتی بر خوردین بگید بهم ... منتظرم ، موفق باشید و بای !
سلام ! حال شما ؟ باز هم به خونه هاتون اومدیم با برنامه ای جدید از سری برنامه های شلغم ترشی ! ( اسم باحالیه ها !) ...
ماشالا اینقده ما به این گدا ها علاقه داریم که ولکنشون نیستیم ! دوباره میرسیم به معضل گدایی و این حرفا .
چند وقت پیش تو اخبار گفته بودن که شهرداری تهران به گدا ها پیشنهاد داده که بیان و تو همین محیط کار کنن ، پونصد هزار تومن هم ماهانه میدیم ، قبول نکرده بودن !!
( ببخشید ، آدرس شهرداری رو کی بلده ؟ کار دارم ! )
با یه گدا مصاحیبه کرده بون ... ازش پرسیده بودن : شما تلویزیونم داری ؟ گفت : آره ...
رنگی یا سیاه سفید ؟ رنگی 21 اینچ !
مارکش چیه ؟
سونی !! ( نوش جون !)

یکی از فامیلام میگفت : دانشجو بودم و از تبریز بر میگشتم ، رفتم بلیط گرفتم و منتظر هواپیما موندم ... یه آقایی اومد جلو گفت : فقیرم ، بیچارم ، بدبختم ... پول ندارم برم شهرمون ... اگه میشه یه پولی بدین بلیط هواپیما بگیرم !!! این فامیلمون میگفت : موندم نگاش کردم ... شیطونه میگفت شوتش کنم ... شل و پلش کنم ؟! این که خوب بود ...
تا حالا دیده بودین دیگه این جور افراد تو مجله آگهی بزنن ؟ اونم مجله پر تیراژی مثل خانواده سبز ؟ ... متن اعلامیه یه چی تو همین مایه ها بود :(قضیه مال 2-3 سال پیشه )
مرتیکه میگفت : مشکل مالی پیدا کردم و نیاز زیادی به پول دارم ... ( تفلک فک کنم خجالتی هم بود ... ) میگفت : من از مردم نوع دوست و خیر خواهمون که همیشه یار و یاور همدیگه هستند ، یاری میطلبم ... اگه هر نفری " فقط " 1000 تومن کمک کنه ، مشکلم حل میشه ! اینم شماره حسابم !! (هی ، آقاهه ... یه نگا به من بنداز ... احساس نمیکنی گوشام یه نمه دراز شده ؟ بدنم هم پر خز شده و یال هم در آوردم ؟!! )
کم اشتها هم بود !! حساب کنید : اگه قرار بود هر نفر " فقط " 1000 تومن میداد ، پیدا کنید کلاه فروش رو !!
میگن یه آقاهی هم - نمیدونم تو کدوم شهر بود - رفته و برا خودش صندوق خیریه درست کرده ! اسمشم گذاشته : " صندوق خیریه کمک به ابوالفضل " آخه اسمشم ابوالفضل بود !!
میگن جدیداً گدا های خارجی هم کشف شدن ! از کشور های همسایه عنر عنر میان ایران و ایرانی ها رو میچاپن !
تلویزیون یه گدایی رو هم نشون داده بود که پول میگرفت ، قبض میداد !!

یه بار یه چیزی تو خیابون دیدم که خیلی بهم حال داد ... یه پسره ای بود وسط خیابون نشسته بود ، منم که منتظر کسی بودم یه چشمم به خیابون بود و یه چشمم به این پسره . اول که دیدم یه دستشو از آستین لباسش در آورده و تو شکمش قایم کرده ( مثلاً جان خودش دست نداره ! ) یه مدت موند یه بسته پلاستیک در آورد و شروع کرد به مظلومانه خورن ( حالا تو بسته چی بود ؟ بادام ! ) ... دید نه ، مردم خیر ندارن ، باداما رو خالی کرد رو زمین و از اونجا خورد ! ( مثلا خیلی دیگه گشنمه !! ) ... یکی نبود بگه اگه میخوای مظلوم نمایی کنی ، حد اقل نون خشک میخوردی ، نه بادام !!
دیگه همین دیگه... چیزی یادم نمیاد .
* * * * *
حالا میرسیم به بحث همکاری و از این جور چیزا ...
من یه فکر جالبی دارم که شاید برا اونایی که میخوان یه فعالیتی داشته باشن ، بد نباشه ... ما یه موضوعی رو اعلام میکنیم ... شما هر چی خاطره دارین و هر موردی رو که اینجا گفته نشده رو برام بفرستین ( تو کامنت نذارین لو بره ! میل کنید)
طنز ها انتقادی باشه قشنگتره .. انتقاد از هر چیزی که تو محیط اطرافتون میگذره ، مثلاً میتونید به گربه های محلتون گیر بدین ! یا حتی بعضی از صحبت هایی که توی تاکسی ها و ماشین های مسافر کشی بهش برخورد میکنید ، سوژه ایه واسه خودش
از قیمت اجناس بگید و از بازی بیل ... ببخشید ... علی دایی !! خلاصه میخوام " شلغم ترشی " بشه واسه خودش ! ( هر چی خاطراتی و واقعی تر ، بهتر ) دوباره از دوستای عزیزی که برام میل گذاتن ممنونم ، کارا تو نوبتن ، یکی یکی به موقش میذارم .
موفق باشید و بای . /
سلام ! خوبید شما ؟ خب ، به سلامتی ...
یه چند نفر از دوستان در مورد اسم مستعار سوآل کرده بودن ، در جوابشون باید بگم که اسم مستعار فقط واسه کسایی هست که میخوان یه جورایی با این وبلاگ همکاری داشته باشن و ماجرا های طنزشون رو برای ما بفرستند . خب میل خودشونه ، مثلاً یکی که اسمش سعید هستش ، برای اینکه با یه سعید دیگه اشتباه نشه ، اسمشو میزاره زیگول ! همین !
میرسیم به مبحث این هفته ...
نمیدونم ، شما تا حالا وقتی رفتین تو خیابون با افراد متکدی برخورد کردین یا نه ؟ یه نمونش گدا ها هستن ...
گدا به همون افرادی گفته میشه که در شرایط مختلف ، خانواده خودشون رو از دست دادن یا به بیماری لا علاجی دچار شدن و یا حتی گشنه اند ... ولی غذا بدی نمیگیرند ، در عوض پول میخوان !( اونم نه هر پولی ! )

این قشر زحمتکشس جامعه ، در همه رده های سنی و همه تریپ یافت میشند ... جوون ، پیر ، پسر ، دختر ... حتی گدا های با کلاس !
کلاً حوصله گدا ها رو به هیچ وجه ندارم ...
یه بار دیگه ساعت ده شب بود و تو یه مسیری میرفتم ، یه نفر هم قد و قواره خودم اومد جلو ، دیدم یه دفه شروع کرد :
آقا یکم پول داری بهم بدی ؟ بُخُداگشنمه ، غذا نخوردم و از این جور حرفا ...
منم بهش گفتم : حقیقتش منم گشنمه و غذا نخوردم ، میبینی که پیاده هم دارم میرم ، پس پولم ندارم !!
بعضی از این جور افراد یه جور دیگه کار میکنند :
تو یه مسیر دیگه، به طرف بانک میرفتم ، یه پیر مردی واستاده بود ، یه نسخه هم دستش منو دید اومد جلو : قربان، من صوات ندارم ، یکم پول نداری بهم بدی ؟ میخوام دَفا بخرم ( دوا رو میگفت ! )
گفتم : پدر جان ... این تریپ منو نگا نکن ، منم پول زیادی همراهم نیس ، یکم کرایه ماشینه که لازمش دارم !
( حالا این هوا پول همرام بود که باید به حساب یکی میریختم !!)
خلاصه رفتم و بعد نیم ساعت تو مسیر برگشت دیدم که باز پیر مرده صداش در اومد : قربان ، من صوات ندارم . . .
گفتم ، حاجی ، من تکراریما !
گفت : آها ، ببخشید !!
بعضی از گدا ها هم خجالتی هستن ! مثلاً با خانواده رفته بودیم گردش ( ماسوله ) ، من و یکی دو تا از بر و بچز فامیل رفتیم به طرف بازارش ، یه پیر مردی اومد جلو گفت : سلام ! ( یه لبخندی هم رو صورتش بود که مثلاً خوش اومدین به شهر ما ! ) ما هم گفتیم : سلام ! قربون شما ... سریع رد شدیم ! برگشتنی دوباره پیر مرده ما رو دید و گفت : سلام ! پیش خودمون گفتیم چه خبره ... اومد جلو و گفت : یه کمکی میکنی ؟ پیرم ، فلانم ، بدبختم و از این حرفا ! ( آخییییی ... الآن افسوس میخورم که چرا اون روز کمکش نکردیم !! )

--- حالا که خوب فکر میکنم ، قیافه پیر مرده این شکلی بود ! ---
چند روز پیش هم داشتم تو یه مسیری میرفتم ...دیدم یه نفر همچین ژولیده با لباس هایی کثیف ، کلاً اعتیاد از سر و روش میبارید میخواست از یه نفر پول بگیره ، طرف هم محل نمیکنه و راهش و میکشه و میره ... همچین میره دیدم معتاده ( که حال واستادن هم نداره ) شروع میکنه به فحش دادن ! کلاً خانواده برا طرف نزاشت !! ( یه کشش خاصی تو جمله هاش بود ...از اونایی که نای حرف زدن هم ندارن ! )
البته انواع دیگه گدا هم تو جامعه هست که نمیشه گفت ، خطر ناکه ! ممکنه وبلاگ رو فیلتر کنن !!!
به هر حال ... فکر کنم واسه این هفته کافی باشه . ممنونم از لطفتون . منتظر نظرهای مفید و قشنگتون هستم . موفق باشید و . . . بای !
با سلام ... اخبار ورزشی را به نظرتان اصلاً مهم نیس ... اِهِم ... بــبخشید ... به نظرتان میرسانم .. نخست اَهَم اخبار ...
ایران بهترین نتیجه اش را در این جام جهانی گرفت : 1 -1 مساوی با آنگولا ! طبق گزارشات وصله شده ، مردم ایران بعد از بازی شاد و مسرور به خیابانها ریختند و تا ساعت ها به کارهای شخصیشون پرداختند ! ( نه پس ... لابد انتظار داشتید شیرینی پخش کنند ؟! )
لازم به ذکر است که ایران با کسب . . . ( یه نفس عمیق . . . ) >>> یــــــــــــــــــــک <<< امتیاز ( تشویق ! ) و به خاطر تفاضل گل بهتر جلوتر از آنگولا قرار گرفت !

به گزارش خبر گزاری " زیگول اِکسپیرکس " ، علی دایی که از کمر درد اجباری رهایی یافته بود ، با آمدن در این بازی در صدد نشان دادن لیاقت خود به همگان بود . گفتنی است که با هد های مکرر این بازیکن ، چند تا از لامپ های پرژکتور ورزشگاه صدمه دید !
پُرفسفر برانکو_ ملقب به پفیلا _ هم از سِمَت مربی گری ایران " استعفا " داد . وی در جواب این سوآل که چرا خودت رو کنار کشیدی گفت : " گر چه طبق معمول بازی های خوبی رو ارائه دادیم ، ولی نمیدونم چرا مردم یکمی همچین دلخورند ! میترسم برم ایران !!
بعد تو گوش چلنگر یه چیزی گفت که ما متوجه نشدیم ... ولی چلنگر در حالی که بغض گلوش رو میفشرد رو به برانکو کرد و گفت : چرا که نه ! هر جا بری منم میام !!
دات کام ... ببخشید ، داد کان هم دیگر رئیس فدراسیون نیست ... چون بر کنار شد . کلاً روئسای فدراسیون تاریخ مصرفشان چهار سال است ، از بین این چهار سال 3 ماهش رو خوب کار میکنند ، بقیه مدت کلاً کاری نمیکنند ! خلاصه این که ایران نرفت مرحله دوم ، احمدی نژاد هم نرفت آلمان واسه تماشا!! ( چون گفته بود اگه ایران بره مرحله دوم ، منم میرم آلمان از نزدیک بازی رو ببینم !)
و اینک خلاصه اخبار ...
به گزارش اداره کل هواشناسی ، هوای اکثر نواحی کشور صاف تا کمی ابری ، نیمه ابری ، " گاهی اوقات " با افزایش ابر ، همراه با بارش باران و رگبار پراکنده بهمراه مه رقیق صبحگاهی خواهد بود ... در سایر نواحی کشور تغییر خاصی مشاهده نمیشود ... ( اگر پبشبینی نادرست از آب در آمد ، پوزش ما را بپذیرید ..)
دینگ دینگ دینگ ( پایان خبر ها )

مطلب در مورد فوتبال ، اونم فوتبال ایران خیلی زیاده ، ولی من همینجا تمومش میکنم ... ( چون ارزشش رو نداره ! ) از هفته های بعد به موضوع های دیگه میپردازیم . از میل هاتون هم ممنون . موضوع های خوبی دادین ، طنز هاتون هم قشنگ بود ، روشون کار میکنم و میذارم تا همه بخونن ... ( اسم مستعار یادتون نره ... میخوام هر کی میاد اینجا یه جورایی عجیب غریب باشه !! ) بازم ممنون - همتون موفق باشید و بای ( عکس گل !)



