با برنامه " ماکرو مدیا فلش " در تاریخ ۱۸/۱/۱۳۸۲ آشنا شدم ، بعد فرداییش رفتم سربازی !!
از اونجایی که فلش برنامه ای بود که واقعآ از همه نظر برام جذابیت داشت و مدت ها بود که منتظر بودم مخترعان همچین برنامه ای رو کشف کنند (!) دنبال آموزش و یاد گیری اون رفتم . و خیلی چیز ها رو حین خدمت و در زمان مرخصی یاد گرفتم . اولین کارم رو بعد از تموم شدن دوران خدمت شروع کردم به اسم : " سیگار نکشید ( لطفاً ! ) " . فقط هم موسیقی متن داره و شعر توش بکار نرفته .
کار ساده ای شده بود ، ولی هنوزم ازش خوشم میاد .
تو سایت های فلش ، کلیپ هایی به سبک عکس و متن رو میدیدم ، خیلی هم برام جذابیت داشت ... برای همین هم تصمیم گرفتم یه فلش عکس و متنی بسازم ، یکم که کار جلو رفت ، دیدم نه ، به گروه خونیم نمیخوره ! برای همین رفتم رو یه آهنگ کارم رو شروع کردم. خب ... کار من انیمیشن بود ، شخصیت هام هم حالت کارتونی داشتند ، پس باید آهنگی رو انتخاب میکردم که هم بامزه باشه و هم نوع گفتن داستانش روان و جوان پسند باشه . از بین خواننده ها ، از گروه سندی به خاطر سبک شعراش خیلی خوشم میاد . عروس پستی رو انتخاب و شروع به کار کردم .
راستش رو بخواین تازه فهمیدم انیمیشن چقدر دنگ و فنگ داره ! کاری نیست که بشه مثلاً پنج روزه آمادش کرد .یه مدت کار میکنی ، یه مدت خسته میشی و کار رو ول میکنی تا دوباره حــسّــش بیاد ! خلاصه بعد از سه ماه آمادش کردم که خدا رو شکر موفق هم بود . یه موضوع جالب از دوستام شنیدم که گروه سندی ، ترانه " عروس پستی " رو تصویری هم اجرا کرده . بعضی جاهاشم شبیه کار تو شده . راستش رو بخواین تا همین امروز هم کلیپه رو ندیدم !
وقتی دیدم عروس پستی جواب داد و سیل تشکرات به سویم جاری شد (!) جو منو گرفت ... عین فیلم های " هری پاتر " چند روز بعدش شروع به ساخت کلیپ بعدی کردم ... بازم یه آهنگ دیگه از گروه سندی انتخاب کردم به اسم " یا رهن یا اجاره " .
سعی کردم این کارم هم قشنگ باشه و بیننده ها خوششون بیاد . برا همین بیشتر روش مایه گذاشتم . یکم سایه کاری ، یکم نمک ، یکم شکر ، با یه نون اضافه !! خلاصه این که این کلیپ هم چهار ماه طول کشید . به نظر خودم خیلی قشنگ بود ... سعی کرده بودم که نکته های ریز تو کارم بذارم که تو نگاه اول بیننده بهش توجه نکنه ...مثلا فکر نمیکنم هنوز هم خیلی ها متوجه شده باشن که اون قاب عکسی که روی دیوار زندانه ، امضاء شدس !! خلاصه ... فرستادمش به یه سایتی ...حالا نمیگم چه سایتی بود... فقط ... هیچی !! منتظر موندم... یه روز ... دو روز ... یه هفته .... خبری نشد ! نمیدونم حالا چی شده بود ... فرستادمش آی آر کلیپ . به هر حال ... دیگه همچین حس نداشتم کار کنم ... خیلی بی تفاوت بودم و بی خیال .
یه موضوعی اومد به ذهنم ... یعنی موضوعی بود که قبل از خدمت به فکرم رسیده بود تا یه کمیک استریپ براش بسازم ( کمیک استریپ به همون کاریکاتورهایی میگن که دنباله داره و داستان فرمه ... بعضی وقتام بالای شخصیت هاشون یه سری متن مینویسن ) ولی من که چیزی از محیط نظامی و دنگ و فنگش نمیدونستم ، موندم تا سربازیم تموم شه ، بعد شروع کنم ( تقریباً دو سال تحقیق برای یه موضوع ! پشتکار رو حال میکنین ؟!! ) با آقای Bonyanalam آشنا شدم .
جا داره همینجا ازش یه تشکر جانانه کنم .. چون تنها کسی بود که بهم روحیه میداد . قرار گذاشتیم تا یه کلیپ باکمک هم بسازیم ... همین ماجرای جنگی رو میگم شعری نیست و طنزه . انیمیشن و داستان از من ، موزیک و افکت از اون .هنوز دارم روش کار میکنم . هی حس میاد .. هی میره !!









